توجه: گذاشتن لینک به معنی تایید مطالب وبلاگها نیست
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
لینک ها
مسافر عشق
از مشهد تا بریزبن
حسرت خیس
دهکده تخصصی اموزش ایرانیان
در نیمه شب
لب گزه
اسمان پر ستاره
مریمونه
اشک ولبخند
از رون مرغ تا جوجه سوخاری موجود است
welcome
ترانه خلقت
دنیای سه خواهر
تاراج لحظه های تنهایی
جنگجوی صلح جو
دختری که می خواد بهترین باشه
تک ستاره هفت آسمون
یک آ سمان ترانه
خرس قهوه ای
بلاگرد
جمعیت ثارالله
نیمه تاریک ماه
مجاهدین
اشپزخانه شیندخت
نور قرآن
سی و یک شب
مادر دلتنگتم
کلمه به کلمه
منتظران اقا
واستادنیا
درد ودرمان
دروغی بنام تکامل
ماتم کده
سمیرای تنها
دانشجویان باحال دانشگاه خلیج همیشه فارس
سفیر(یک خانم ایرانی در فرانسه)
ستاره های بی نشان
دوستی
بچه کوچولو
دانشجوی ریاضی پیام نور
آموزش و ترفندهای کامپیوتر
گل سرخ همدان
قالبهای رایگان وبلاگ
کامران نجف زاده
ایت الله جوادی املی
استاد شجریان
دکتر رحیم پور ازغدی
ایت الله خامنه ای
فال حافظ
عمو پورنگ
آرشیو پیوندهای روزانه
به خاطر دوستان گلم:
این روزها خیلی گرفتارم و نمی دونم چرا انقدر زود همه چیز دیر می شه . یه چیز دیگه : این روزها سعی می کنم کمتر مال خودم باشم یعنی وقتم رو به کارهای مربوط به خودم بدم و سعی میکنم اگه کاری از دستم بر می آد واسه دیگران انجام بدم .گاهی که خسته می شم با خودم می گم: آخه واسه چی؟ تا چه حد؟ اگه توقع ایجاد کنی چی؟ اما جوابش آسونه من واسه رضایت روح خودم از خودم این کارو می کنم و خود این کار یه جور عبادته والبته اگه توقعی نابجا ایجاد کنم به طرف می فهمونم که حالیمه!و حد خودش رو بدونه و سو استفاده نکنه اما فکر می کنم این سوالها مربوط به وسوسه های شیطونه که اینجور وقتها دعا می کنم خدا نیتم رو خالص کنه . همین
راستی یه چیزی ! دیروز داشتم با خدا درد دل می کردم یهو دیدم دارم با لهجه شنبه و چهار شنبه باهاش حرف می زنم ! خدا شفا بده
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386-8:1 | | ستاره | گروه |لینک به نوشته

شعر ی که گذاشتم رو حتما بخونید حتی اگه حوصله
ندارید چون این شعر به نظر من یه شاهکاره و حیفه خونده نشه ![]()
یکشنبه چهارم آذر 1386-0:51 | | ستاره | گروه |لینک به نوشته

صدایم کن ای عشق
دل روشنی دارم ای عشق
صدایم کن از هر کجا می توانی
صدا کن مرا از صدفهای سرشار باران
صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن
صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو
بگو پشت پرواز مرغان عاشق چه رازی است؟
بگو با کدامین افق می توان تا کبوتر سفر کرد؟
بگو با کدامین نفس می توان تا شقایق خطر کرد؟
مرا می شناسی تو ای عشق
من از آشنایان نزدیک آبم
و همسایه ام مهربانی است
و طوفان یک گل مرا زیر و رو کرد
پرم از عبور پرستو ،
صدای صنوبر
سلام سپیدار
و در من تپش های قلب علف ریشه دارد
دل من گره گیر چشم نجیب گیاهست
صدای نفس های سبزینه را می شناسم
و نجوای شبنم
مرا می برد تا افق های باز بشارت...
مرا می شناسی تو ای عشق
که در من گره خورده معنای رویش
گره خورده ام من به دلتنگه برگ
گره خورده ام من به صبح شقایق
گره خورده ام من به بال کبوتر
گره خورده ام من به پرهای پرواز
گره خورده ام من به معنای فردا
گره خورده ام من به آن راز روشن
که می آید از سمت سبز عدالت
دل تشنه ای دارم ای عشق
صدایم کن از ذهن زاینده ابر
مرا زنده کن زیر آوار باران
مرا تازه کن در نفسهای بارآور برگ
مرا خنده کن بر لبانی که شب را نگفتند
مرا آشنا کن به گلهای شوقی که اینسو
شکستند و آنسو شکفتند
دل شاعری دارم ای عشق
صدایم کن از جوشش چشمه شعر
صدایم کن از بارش بید مجنون
صدایم کن از وسعت هر چه خوبیست
صدایم کن از قله های نیایش
صدایم کن از عرش
عرش پرستش
دل نورسی دارم ای عشق
مرا پل بزن تا نسیم نوازش
مرا پل بزن تا تکاپوی خورشید
مرا پل بزن تا ظهور جوانه
مرا پل بزن تا سبدهای بارآور باغ
دل عاشقی دارم ای عشق
صدایم کن از صبر سجاده شب
صدایم کن از رکعت اول عشق
صدایم کن از بام قدقامت دل
صدایم کن ای عشق
صدایم کن از اوج بر قله صبح
صدایم کن از صبح یک مرد بر مرکب نور
صدایم کن از نور یک فتح بر شانه شهر
ترا می شناسم من ای عشق
شبی عطر گام تو در کوچه پیچید
من از شعر پیراهنی بر تنم بود
بدستم چراغ دلم را گرفتم
ودر کوچه عطر عبور تو پر بود
ودر کوچه باران
چه یکریز وسرشار...
گرفتم به سر چتر باران
کسی در نگاهم نفس زد
وسرتاسر شب پر از جستجوی تو بودم
و سرتاسر روز
پر از جستجوی توهستم
صدایم کن از پشت این جستجوی همیشه
دل روشنم را صدا کن به سمت سحرگاه خورشید
دل روشنم را صدا کن
به معنای بی منتهایی که با روشنیهاست
مبادا فریبی دلم را به بازی بگیرد
مبادا دروغی بخندد
کبوتر بمیرد.......
محمدرضا عبدالملکیان
یکشنبه چهارم آذر 1386-0:43 | | ستاره | گروه |لینک به نوشته


