توجه: گذاشتن لینک به معنی تایید مطالب وبلاگها نیست
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
لینک ها
زهرا
مسافر عشق
از مشهد تا بریزبن
حسرت خیس
دهکده تخصصی اموزش ایرانیان
در نیمه شب
لب گزه
اسمان پر ستاره
مریمونه
اشک ولبخند
از رون مرغ تا جوجه سوخاری موجود است
welcome
ترانه خلقت
دنیای سه خواهر
تاراج لحظه های تنهایی
دختری که می خواد بهترین باشه
تک ستاره هفت آسمون
یک آ سمان ترانه
خرس قهوه ای
بلاگرد
جمعیت ثارالله
نیمه تاریک ماه
مجاهدین
اشپزخانه شیندخت
نور قرآن
سی و یک شب
مادر دلتنگتم
کلمه به کلمه
منتظران اقا
واستادنیا
درد ودرمان
دروغی بنام تکامل
ماتم کده
سمیرای تنها
دانشجویان باحال دانشگاه خلیج همیشه فارس
سفیر(یک خانم ایرانی در فرانسه)
ستاره های بی نشان
دوستی
بچه کوچولو
آموزش و ترفندهای کامپیوتر
گل سرخ همدان
نامردستان
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
خدا مرا به اسم کوچکم صدا زده
مرا که دست کوچکم
به سوی دست او دراز
و قلب من
فقط برای قلب او
نوای ربنا زده
خدا مرا
به اسم کوچکم صدا زده
و بر تمام غصه ام
به روی نقش دردهای کهنه ام
نشان "یاخدا" زده
...
همین
فقط همین بس است
خدا مرا
به خاطر خودم صدا زده
رعنا صنیعی
شنبه بیست و ششم آبان 1386-7:11 | | ستاره | گروه |لینک به نوشته

یک روز سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد. شخصی نشست و چند ساعت به جدال پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچک ایجاد شده در پیله نگاه کرد.سپس فعالیت پروانه متوقف شد و به نظر رسید تمام سعی خودرا کرده و نمی تواند ادامه دهد. آن شخص تصمیم گرفت به پروانه کمک کند و با قیچی پیله را باز کرد پروانه براحتی از پیله خارج شد اما بدنش ضعیف و بالهایش چروک بود. آن شخص بازهم به تماشای پروانه ادامه داد چون انتظار داشت که بالهای پروانه باز، گسترده و محکم شوند واز بدن پروانه محافظت کنند.
هیچ اتفاقی نیفتاد.
درواقع پروانه بقیه عمرش را به خزیدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.
چیزی که آن شخص باهمه مهربانیش نمی دانست این بود که محدودیت پیله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن راهی بود که خدا برای ترشح مایعاتی از بدن پروانه به بالهایش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پیله بتواند پرواز کند.
گاهی اوقات تلاش تنها چیزی است که در زندگی به آن نیاز داریم.
اگر خدا اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج می شدیم و به اندازه کافی قوی نبودیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم
من قدرت خواستم وخدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم
من دانایی خواستم و خدا به من مسایلی داد تا حل کنم
من سعادت و ترقی خواستم و خدا قدرت تفکر و قدرت ماهیچه داد تا کار کنم
من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم
من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نیازمند کمک بودند
من محبت خواستم و خدا فرصتهایی برای محبت به من داد
من به هرچه که خواستم نرسیدم
اما به هرچه که نیاز داشتم دست یافتم.........
یکشنبه ششم آبان 1386-22:34 | | ستاره | گروه |لینک به نوشته

سلام
لطفا طی یک عمل نیک و خداپسندانه به مصداق شعر :"تو نیکی می کن و در دجله انداز "به یک دانشجوی علوم اجتماعی کمک کنید :
موضوع پایان نامه ایشان "مشکلات دختران شاغل در شرکتهای خصوصی" است
لطفا اگر مطلبی در این مورد هرجا به چشمتان خورد ادرس مطلب را دریغ نکنید.حتی اگر وبلاگ یا سایت مربوط می شناسید.
باتشکر ( ستاره)![]()
سه شنبه یکم آبان 1386-17:30 | | ستاره | گروه |لینک به نوشته


